خواندن روزنام به چه افرادی پیشنهاد می‌شود؟

کمی در مورد روزنام و چیزهایی که در آن می‌نویسیم و کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم، صحبت کنیم. کمی گپ بزنیم.

یا اصلا بیایید به جای اینکه در مورد روزنام صحبت کنیم، در مورد نوشتن و در مورد خواندن صحبت کنیم.

معنا و مفهوم واقعی «خواندن» و «نوشتن» در روزگار ما.

خواندن در روزگار اینترنت چه معنا و مفهومی پیدا کرده؟

اصلا چرا باید نوشتن و چرا باید خواند. وقتی این همه سایت اینترنتی و شبکه های اجتماعی و پیام‌رسان‌های گوناگون هستند و تو را در جریان همه چیز قرار می‌دهند و تو را به زحمت هم نمی‌اندازند، چرا باید برای خواندن جدی وقت گذاشت؟

و از آن بدتر، چرا باید برای نوشتن جدی وقت گذاشت؟

ماجرا احتمالا این قدرها هم پیچیده نیست. وقتی صحبت از قلم و کلمه و نوشتن می‌شود، احتمالا نیاز به دلایل زیادی برای این کار نداریم.

فکر می‌کنم در همان لحظات آخری که قرار است یک شهاب‌سنگ سرگردان به زمین برخورد کند و دودمان کل بشر را به باد دهد یا در آن دقایقی که دکمه‌های قرمز رنگ ارسال موشک‌های اتمی در چند گوشه دنیا فشرده می‌شود و زمین قرار است از شر انسان‌ها پاک شود، باز هم دلایل خوبی برای اینکه بنشینیم و کتاب‌مان را تمام کنیم یا چیزی ایپ کنیم، وجود داشته باشد.

خواندن و نوشتن نیاز به توجیه و تحلیل ندارد. شأن خواندن و نوشتن اجل از این حرف‌ها است. ماییم که سعی می‌کنیم برای همه چیز دلیلی بتراشیم.

با این اوصاف خواندن روزنام به چه کسی توصیه می‌شود؟

با این اوصاف، خواندن جریده آنلانیه «روزنام» به هیچ فردی توصیه نمی‌شود.

به جای خواندن این بلاگ، بروید کتاب بخوانید. به‌خصوص شاهکارهای دنیا ادبیات را.

هر وقت ۱۰۰۰ کتاب مهم تاریخ ادبیات دنیا را خواندید، آن‌وقت پیشنهاد می‌کنیم بروید چیزهای دیگر هم بخوانید؛ مثلا همین جا را.

ولی به هر حال، اگر وسط خواندن مثلا «گتسبی بزرگ»، خواستید نفسی چاق کنید و تنوعی بدهید، یک سر تشریف بیاورید اینجا.

در فیلم زیبای «ترومبو» که بر اساس داستان واقعی ترومبو (فیلمنامه‌نویس برجسته آمریکایی) ساخته شده، جایی کارگردان به ترومبو می‌گوید که نبوغ را در همه صفحات فیلمنامه نمی‌بیند. ترومبو پاسخ می‌دهد اگر همه صفحات پر از نبوغ باشد، فیلمنامه چیز کسل‌کننده‌ای می‌شود! بیننده و خواننده باید چیزهای معمولی بخواند و لابلایش با بارغه‌هایی از نبوغ مواجه شود تا به جان و دلش بنشیند.

روزنام را می‌توانید به چشم همان چیزهای معمولیِ خواندنی در نظر بگیرید.

بستن